مردابهای روزمره
بعضی روزها زندگی شبیه مردابیه که آروم دورتو میگیره،
نه اونقدر سریع که بفهمی نه اونقدر کند که نترسی.
و تو...
تا به خودت بیایی میبینی راه رفتنت شبیه دست و پا زدن شده.
رضا فرج زاده
"1404/11/10"
بعضی روزها زندگی شبیه مردابیه که آروم دورتو میگیره،
نه اونقدر سریع که بفهمی نه اونقدر کند که نترسی.
و تو...
تا به خودت بیایی میبینی راه رفتنت شبیه دست و پا زدن شده.
رضا فرج زاده
"1404/11/10"
این وبلاگ جاییه برای نوشتن چیزهایی که معمولا برای دیگران نمیشه تعریف کرد.
یادداشتها و فکرهایی که بیشتر برای خودم نوشته شدن، اما شاید برای شما هم آشنا باشه.
اینجا نه قراره نتیجهای بگیریم ، نه نسخهای بپیچیم.
فقط نوشتس؛ قبل از تاریکیِ شب،
قبل از آنکه بعضی چیزها گفته نشوند.
اگر به دلت نشست، خوشحالم.
اگر نه، اینها دستکم جایی بودهاند برای صادق ماندن.